بیچاره دلم چه زود عاشق شده بود
سلام عزیزم ، دلم برات تنگ شده
دلم می خواد با تو باشم ، کنارت باشم ، دلم می خواد دستام تو دستات باشه در حالی که سرم رو می ذارم رو شونه هات
دلم می خواد تو چشمهای خوشگلت زل بزنم و دنیا تو این لحظه متوقف بشه واسه همیشه.
دلم می خواد تمام خیابونهای شهر رو باهات قدم بزنم در حالی که از خودمون برای هم می گیم
دلم می خواد تو رستوران روی میز دستات رو بگیرم تا هر کی تو رستورانه به عشقمون حسودیش بشه.
دلم می خواد بهت بگم از نظر من چقدر خوشگلی
دلم می خواد بدونی چقدر عاشقتم و دوست دارم .
دلم می خواد قلبم رو پیشت جا بذارم و دلت مال من بشه واسه همیشه.
دلم همه اینا رو می خواد اما از همه بیشتر تو رو

نمیدونم چگونه عاشقانه ترين روز خدا رو جشن بگيرم وقتي فریبرزم در كنارم نيست
چگونه اين لحظه هاي زيبا رو با تو قسمت كنم وقتي حضورت ممكن نيست
بهترین روز زندگیم روزی که تو به دنیا اومدی از پیش خدا برای من متولد شدی !
دلم مي خواست در كنارم بودي و ميديدي كه
براي روز ميلادت از عميق ترين درياها
از بلندترين كوه ها و از سخت ترين صخره ها خواهم گذشت....
كاش در كنارم بودي ....
اما حالا که از هم فرسنگ ها دوریم بدون كه در سخترين لحظه ها
شادترين روز خدا را تنها جشن گرفته ام
فقط به ياد تو...
ای عاشقانه ترین رویای من تولدت مبارک ![]()
خدايا !
اکنون که مرا ميخواني بسوي خود
لحظه اي به من گوش کن
مني که ديگر چيزي برايم نمانده
جز يک بغض سرد
جز همين حالي که مي بيني!
مني که حتي طاقت ديدن صبح فردا بدون او را هم ندارم...
اي کاش فردا هيچوقت نمي آمد!
گوش کن خدايا هر چند سرت شلوغ است...
حال که همه چيز با يک ((نه)) و آرزوي خوشبختي تمام شد...
ولي ... کدام خوشبختي؟؟؟!!!
خدايا من به درک........
ولي وصيتي دارم!
او را تو به من دادي پس به تو مي سپارمش!
کاري کن
با لحظه هايي عاشقانه خو بگيرد !!
با باد پاييزي عاشق شود !!
خدايا لبخند را هرگز از او مگير
وبه او عشقي نو بده!
در راه عشقش
همرهي به او ببخش...
که بيش از من ديوانه اش باشد
خدايا يعني فردا خورشيد طلوع خواهد کرد؟؟؟؟؟؟
